نگارنده: احمدرضا رحیمی ریسه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۳/۱۶
موضوع امامت که مهمترین باور در مذهب شیعه بهشمار می رود، موجب شد محدثان و متکلمان شیعه آثاری در موضوع امامت تألیف کنند[1] و یا در کتابهای جامع خود، مانند کتاب کافی، بخشی مهم را به این مسأله اختصاص دهند. در میان موضوعات مرتبط با امامت، مبحث علم امام را شاید بتوان اصلیترین موضوع در این زمینه دانست؛ چرا که باقی مقامات اهل بیتعلیهم السلام، همچون حجیت الهی، خلافت الهی و امثال آن را می توان به این مبحث پیوند داد. بر این اساس برخی از علمای شیعه کوشیده اند تکنگاری ویژه ای در این موضوع تألیف کنند.
بصائر الدرجات، نگاشته سترگ محدّث مشهور شیعه، محمد بن حسن صفّار اشعری قمی است. در نیمۀ دوم سدۀ سوم هجری، دو کتاب بصائر الدرجات توسط دو محدث هم عصر، محمد بن حسن صفّار قمی (د: ۲۹۰یا ۲۹۲هـ) و سعد بن عبد اللّه اشعری قمی (زنده در ۳۰۱هـ)، نگاشته شد. کتاب صفّار از آسیب حوادث در امان ماند و امروزه در دسترس ما قرار دارد، اما از وجود کتاب سعد بن عبد اللّه تا سدۀ نهم هجری اطلاعی در دست است؛ حسن بن سلیمان حلّی در کتاب مختصر البصائر، بخشهایی از کتاب سعد را نقل کرده است. با مقایسۀ آن چه که از کتاب سعد بن عبد اللّه نقل شده است با کتاب صفّار، میتوان شباهت میان احادیث و رویکرد این دو کتاب را مشاهده کرد؛ هرچند که میتوان چنین احتمالی را مطرح کرد که کتاب سعد از نظر موضوعی وسیع تر از کتاب صفّار بوده است.
کتاب بصائر الدرجات، در وهلۀ نخست، با توجه به جایگاه اندیشه امامت در تفکر شیعه، کتابی کلامی است. رویکرد مؤلف کتاب بر اساس سنت دوران خود، استفاده از روایات رسیده از اهل بیتعلیهم السلام برای اثبات باورهای مطرح شده در کتاب است. به دیگر سخن، روش مؤلف در کتاب، استفاده از کلام نقلی در موضوع مورد نظر کتاب است. در نسخههای خطی و چاپی کتاب مقدمۀ نویسنده موجود نیست، لذا نمی توان چرایی نوشتهشدن کتاب را به درستی به دست آورد.
موضوع اصلی کتاب علم امام است و نویسنده در این کتاب تلاش دارد روایات در موضوع علم امام را گرد آورد. در واقع بحث صفّار در این کتاب، یک بحث کبروی بوده و وی درصدد گردآوری روایات در مورد علم امامـ بما هو امامـ است. به دیگر سخن، صفّار در صدد بیان ویژگی های علم امامان شیعه بوده و او تلاش دارد ثابت کند این ویژگی ها بر تمامی ائمهعلیهم السلام قابل تطبیق است. از اینرو، نویسنده کتاب درصدد این نیست که این ویژگیها را با نام بردن از یک یک امامان بر آن ها تطبیق کند. در این کتاب مباحث دیگر مرتبط با امامت همچون نص بر امامت ائمهعلیهم السلام، شمار امامان، غیبت امام دوازدهمعلیه السلام و دیگر مباحث مرتبط با امامت اصلا جایی برای مطرحشدن نداشته و تخصصاً از موضوع کتاب خارج خواهند شد. اگر هم در مواردی یکی از این مسائل مطرح شده است، به دلیل ارتباط مضمون روایت با بحث علم امام است. بر این اساس ادعای برخی نویسندگان که مدعی شدهاند در کتاب بصائر الدرجات روایات در موضوع غیبت و دوازده امام وجود ندارد،[2] از اساس بی پایه است؛ هر چند که در همین کتاب (ص ۳۱۹ و ۳۲۰) چندین روایت در موضوع دوازده امام موجود است.
در کتاب بصائر الدرجات، تقطیع روایات بسیار کم است و روایات معمولاً به طور کامل در کتاب نقل شدهاند. علاوه بر متن احادیث، روایات با سند کامل و به شیوۀ معنعن نقل شدهاند و تعلیق بر سند قبلی، از طریق استفاده از واژه هایی همچون «بهذا الاسناد»، جز در چند مورد محدود، وجود ندارد. اسناد نیز اکثراً به شیوۀ تکسندی بوده و اسناد تحویلی در این کتاب بسیار کم است.
بر اساس تقسیمبندی صفّار، کتاب در ده جزء تألیف شده است. در مجموع کتاب ۱۸۸باب اصلی و ۲۰باب فرعی در عناوینی همچون نادر، تتمه و نوادر را در خود جای داده است. بابهای اصلی دارای عنوان مشخص هستند که برداشت مؤلف از روایات کل باب را نشان میدهد. شمای کلی کتاب بر اساس جدول ذیل است:
| جزء | ابواب اصلی | ابواب فرعی | شمارکل روایات | ||
| شمار ابواب | شمار احادیث | شمار ابواب | شمار احادیث | ||
| ۱ | ۲۴ | ۲۱۶ | ۷ | ۱۹ | ۲۳۵ |
| ۲ | ۲۱ | ۱۹۴ | ۵ | ۱۸ | ۲۱۲ |
| ۳ | ۱۴ | ۱۵۶ | ۴ | ۷ | ۱۶۳ |
| ۴ | ۱۲ | ۱۶۶ | ۳ | ۵ | ۱۷۱ |
| ۵ | ۱۷ | ۱۴۸ | – | – | ۱۴۸ |
| ۶ | ۱۸ | ۱۸۲ | – | – | ۱۸۲ |
| ۷ | ۲۰ | ۱۹۸ | ۱ | ۱ | ۱۹۹ |
| ۸ | ۱۸ | ۱۵۳ | – | – | ۱۵۳ |
| ۹ | ۲۲ | ۱۸۰ | – | – | ۱۸۰ |
| ۱۰ | ۲۲ | ۲۳۸ | – | – | ۲۳۸ |
| مجموع | ۱۸۸ | ۱۸۳۱ | ۲۰ | ۵۰ | ۱۸۸۱ |
مجموع روایات موجود در ابواب نوادر پنجاه حدیث است که به نسبت کل روایات موجود در کتاب (۱۸۸۱حدیث) چندان فراوان نیست. با بررسی انجام شده، باب های نادر کتاب نوعی ارتباط معنایی با باب قبلی دارند؛ اما برخی روایات این ابواب طولانی بوده و مباحث دیگری غیر از باب قبلی نیز در آنها مطرح شدهاست. به نظر می رسد صفّار به هدف جلوگیری از تقطیع این احادیث، آنها را در یک باب جداگانه و به طور کامل آورده است. روایات کوتاه موجود در این ابواب نیز با وجود داشتن ارتباط معنایی با باب پیشین، به طور دقیق با احادیث آن باب مرتبط نیستند، لذا صفّار آن ها را در بابی جداگانه ذکر کرده است. این روش نویسنده کتاب، دلیل بر دقت صفّار در تبویب کتاب و داشتن یک ایدۀ پیشینی در نوشتن آن است.
در یک نگاه کلی به کتاب باید گفت صفّار در کتاب بصائر الدرجات تلاش دارد بابهای هممضمون را در کنار هم بیاورد؛ به این معنا که با نگاهی به ابواب کتاب کاملا مشخص است که صفّار روایات هممضمون را در یک باب آورده است؛ اما تلاش دارد ابوابی را که مضامین مشابه هم دارند در بابهای جداگانه اما پشت سر هم نقل کند. به عنوان نمونه در جزء ششم کتاب، باب های اول تا هفتم در موضوع ارتباط امام با مردگان، احیای مردگان توسط امام و موضوعاتی از این دست است. بابهای دهم تا هجدهم کتاب در بارۀ علم وراثتی ائمهعلیهم السلام از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به عنوان یکی از منابع علم امام، چگونگی این میراث بری و جایگاه این علم در میان علوم ایشان است.
یکی از مهمترین روشهای محمّد بن حسن صفّار در کتاب خود، نقل تعداد فراوان احادیث در بابهای کتاب و با سندهای متعدد است. نویسندۀ کتاب تلاش فراوانی دارد که روایات هم موضوع را که اکثراً اسناد متفاوت و متعددی دارند ذیل یک باب و در کنار هم بیاورد. کمتر بابی در کتاب بصائر الدرجات میتوان یافت که شمار احادیث آن یک یا دو حدیث باشد. برخی ابواب بیش از پنجاه حدیث (ص ۱۷۴-۱۹۰، ۵۸ حدیث) و برخی دیگر بیش از بیست حدیث (مثلاً: ص ۲۰-۲۶، ۲۱ حدیث؛ ۱۴۲-۱۴۷، ۲۴ حدیث؛ ۱۵۰-۱۶۲، ۳۴ حدیث؛ ۲۱۲-۲۱۷، ۲۱ حدیث و موارد دیگر) را در خود جای دادهاند. بابهای فراوانی که بیش از ده حدیث دارند نیز در این کتاب بهوفور یافت می شوند (همچون ص ۳-۶، ۱۶ حدیث؛ ۱۴-۱۹، ۱۷ حدیث؛ ۴۸-۵۳، ۱۸حدیث و موارد فراوان دیگر). این امر به نوعی اثبات تواتر معنوی آموزههای موجود در آن باب است و در نتیجه بررسی سندی احادیث در این ابواب بی ارزش است. علاوه بر شمار فراوان روایت، صفّار بابهای با مضمون مشابه را نیز در کنار هم آورده است. در کتاب بصائر الدرجات، بابهایی که در پی یکدیگر آمده اند، معمولاً مضامین مشابه دارند. این امر نیز نشاندهندۀ دقت صفّار در تبویب و گزینش احادیث کتاب است.
جزء اول کتاب بیشتر به موضوع امامت اختصاص دارد. با وجود این، در همین بخش نیز روایات حول امامت با گوشه چشمی به موضوع علم امام گرد آمدهاند. کتاب با بحث در مورد وجوب طلب علم، ثواب عالم و متعلم و چندین باب دیگر مرتبط با این بحث شروع می شود. روایاتی همچون خلق بدن ها و ارواح ائمهعلیهم السلام، صعبٌ مُستَصعَب بودن امر اهل بیتعلیهم السلام و یا حدیث ایشان، جایگاه دشمنان اهل بیتعلیهم السلام و ائمۀ ضلال در ضمن همین بابها قرار دارند. مؤلف در انتهای بخش روایاتی را در موضوع کلیت علم ائمهعلیهم السلام و میزان علم اعطائی به ایشان نقل کرده است.
در موضوع جایگاه امام در عالم خلقت، مقاماتی همچون حجة اللّه بودن امام، خلیفة اللّه بودن امام، باب اللّه بودن امام، آمدن جنّیان به نزد ائمهعلیهم السلام و پرسش از ایشان، خزینهدار علم الهی بودن امام و امثال آن بیان شده است. در بحث منابع علم امام، منابعی مانند وراثت علم از رسول اللّهصلی الله علیه و آله و سلم، کتب انبیای پیشین، کتاب علیعلیه السلام (الصحیفة الجامعة)، جفر و جامعه و مصحف حضرت زهراسلام الله علیها، رابطۀ امام با ملائکه و روح القدس، علم اعطاشده در تفسیر تمام قرآن و مطالبی از این دست در کتاب به تفصیل مورد بحث قرار گرفته و احادیث فراوانی در این زمینه در کتاب نقل شده است. در بحث گسترۀ علم امام، صفّار با روایات فراوانی که در این زمینه نقل کرده است، ثابت می کند علم امام به تمام آن چه که خدا خلق کرده است و به تمامی حوادث گذشته، حال و آیندۀ جهان احاطه دارد؛ حتی در برخی از ابواب کتاب احادیثی که دلالت می کند که امام با مردگان ارتباط دارد، نیز نقل شده است. بابهایی دربارۀ علم امام به نهان انسانها، علم امام به تمامی زبانها، علم امام به زبان حیوانات، عرضۀ اعمال بر امام در برخی روزهای هفته، نیز میتواند در این مبحث قرار گیرد.
در مجموع باید گفت محمّد بن حسن صفّار در بصائر الدرجات تلاش دارد معرفی همهجانبهای از مقام امامت و بهویژه بحث علم امام ارائه کند. همانطور که گفته شد وی در این کتاب بر اساس سنت دوران خود، رویکردی روایی به موضوع بحث خود داشته است.
براساس آنچه گفته شد، کتاب بصائر الدرجات نزد فقها و علمای شیعه ارزش والایی داشته و از اعتبار ویژهای برخوردار است. تنها نکتۀ مبهم در مورد این کتاب، عدم نقل آن از سوی محمّد بن حسن بن ولید است. بر اساس گزارش فهرستنگاران ابن ولید که خود شاگرد مستقیم صفار بوده، تمامی آثار وی را، به جز کتاب بصائر الدرجات، نقل کرده است (نجاشی، ص ۳۵۴؛ طوسی، فهرست، ص ۴۰۸). نخست باید گفت بحث استثنا در نقل کتاب های مؤلفان پیشین، امری مشهور در میان محدّثان شیعه در قرون متقدم بوده است (طوسی، العده، ج ۱، ص ۱۵۱؛ همو، فهرست، ص ۵۷، ۴۰۶، ۴۰۷، ۴۱۲، ۴۱۳؛ نجاشی، ص ۸۰). بر اساس اطلاعات کتابهای فهرستی موجود، ابن ولید مهم ترین محدث شیعه است که در موارد فراوانی به کتاب های اصحاب پیشین خود استثنا زده است. منقولات منفرد محمّد بن عیسی بن عبید از کتب یونس بن عبدالرحمن (نجاشی، ص ۳۳۴؛ طوسی، فهرست، ص ۵۱۲)، بخشهایی از کتاب المنتخبات نگاشتۀ سعد بن عبد اللّه (طوسی، فهرست، ص ۲۱۶) و یک حدیث از کتاب الشرائع نوشتۀ علی بن ابراهیم بن هاشم (طوسی، فهرست، ص ۲۶۷) مواردی هستند که ابن ولید در نقل کتابهای پیشینیان رویۀ معمول استثنا در میان متقدمان شیعه را اجرا کرده و این امر تنها محدود به بصائر الدرجات نیست. با وجود این، همانطور که مشاهده می شود این استثناها بسیار محدود بوده و حتی در یک مورد تنها یک حدیث استثنا شده است. بر اساس شواهد موجود باید گفت، ابن ولید با بستۀ معرفتی کامل ارائه شده در کتاب بصائر الدرجات موافقت نداشته است. این امر موجب می شده که استثنا بر بخش فراوانی از کتاب بصائر الدرجات انجام شود و اصطلاحاً تخصیص اکثر لازم می آمده است؛ از این رو ابن ولید نقل کامل کتاب را کنار گذاشته است. با مراجعه به دیگر کتاب های حدیثی شیعه، بهویژه کتب شیخ صدوق، مشاهده می شود که بسیاری از احادیث موجود در کتاب بصائر الدرجات، به نقل از ابن ولید، گزارش شدهاند (نکـ: جعفری ربانی، جستاری دربارۀ بصائر الدرجات). این امر نشان میدهد که ابن ولید احادیث فراوانی از کتاب بصائر الدرجات را باور داشته است؛ اما به سبب عدم تمایل به استثنای بخش زیادی از کتاب بصائر الدرجات آنرا روایت نکرده است.
[1] نجاشی ۶۹کتاب و شیخ طوسی ۲۸ کتاب را با عنوان «کتاب الامامة» در فهرستهای خود نام بردهاند.
[2] Etan Kohlberg, ”From Imāmiyya to Ithnā- ‘Ashariyya”, pp. 522-3.