نگارنده: احمدرضا رحیمی ریسه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۴/۰۱
کتاب کافی نوشتۀ محمّد بن یعقوب کلینی، محدّث مشهور شیعه در اوایل سدۀ ۴هـ/ ۱۰م، معروفترین کتاب حدیثی شیعه بهشمار میرود و از سوی تمامی علما، فقها و محدثان شیعه به دقت در انتخاب روایات، جامعیت، چینش و تبویب روایات، فایدهمندی، اتقان و اعتبار ستوده شدهاست. کافی را بهترین و سودمندترین کتاب شیعه دانسته اند (شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیة، ص ۷۰) که در میان آثار امامیه بی نظیر است (شهید اول، اجازه به ابن خازن،در: موسوعۀ شهید اول، ج ۱۹، ص ۳۱۲؛ مجلسی، بحار ، ج ۱۰۴، ص ۱۹۰؛ ج ۱۰۵، ص ۶۳ و ۷۳). این کتاب از ابتدای نگارش، به عنوان یکی از اصلیترین مصادر حدیث در تمامی علوم مربوط به دین بهشمار میرفتهاست.
هر چند کافی در سه بخش اعتقادی، فقهی و متفرقه تنظیم شده است، اما تقسیم کتاب به سه بخش جداگانه با عناوین اصول، فروع و روضه از تقسیمبندیهای متأخر است. در طول تاریخ از این کتاب با عنوان «الکافی» نام برده شده است. تنها نام کتاب الروضه در کتابهای فهرستی قدیم شیعه ذکر شده است (نجاشی،ص ۳۷۷، ش ۱۰۲۶؛ طوسی، فهرست، ص ۳۹۴) و علمای قدیم شیعه نیز با تصریح به همین نام از این بخش به نقل حدیث پرداخته اند.[1]
کلینی در مقدمۀ مفصل خود، پس از بحثی مفصل در مورد هدف الهی از خلق انسانها، به سؤال شخصی دربارۀ وضعیت فکری جامعه اسلامی در دوران خود اشاره می کند و مینویسد عده ای دینداری را بدون علم انجام داده و بر آراء و افکار خود تکیه میکنند. کلینی انگیزۀ خود را از تألیف کتاب، درخواست این شخص مینویسد که نیازمند کتابی جامع و شامل تمام علوم دین بوده است تا جویندگان علم به آن رجوع کنند (کافی، ج ۱، ص ۸). بر این اساس، هدف کلینی از تألیف کتاب، ارائۀ یک بستۀ کامل معرفتی از تفکر شیعی است. این امر از ساختار کتاب نیز قابل مشاهده است. کافی تمامی موضوعات مرتبط با علم دین، شامل مباحث کلامی، تاریخی، اخلاقی، فقهی و غیره را دربردارد. کلینی در مقدمه اشاره می کند که در این کتاب، قدری مباحث کتاب الحجة را توسعه داده، هر چند آن مقدار که سزاوار آن بود، انجام نداده است؛ اما باز هم نخواسته است که چیزی از آن را نیز کم بگذارد (همان، ج ۱، ص ۹). وی در انتهای مقدمه نیز، ابراز امیدواری می کند که در ثواب تمامی کسانی که از این کتاب، چه در آن زمان و چه در دورانهای بعد، بهره میبرند شریک باشد (همان، همانجا).
کلینی در مقدمۀ کتاب اینطور میگوید که کتاب را «بر اساس روایات صحیح[2] رسیده از صادقین [منظور اهل بیتعلیهم السلام] نوشتهاست» (کافی، ج ۱، ص ۸). بسیاری از فقهای شیعه در طول تاریخ و با گرایش های مختلف، این جمله را دلیل بر اعتبار روایات کتاب دانستهاند. اصولیانی همچون شهید اول (شهید اول، ذکری، ج ۴، ص ۲۶۶)، وحید بهبهانی (وحید بهبهانی، الحاشیة علی مجمع الفائدة و البرهان، ص ۲۶۹-۲۹۷ و ۷۲۰؛ همو، الحاشیة علی مدارک الاحکام، ج ۱، ص ۲۶۱؛ ج ۲، ص ۲۱۱ و ۳۲۱-۳۲۲؛ ج ۳، ص ۳۸-۳۹، ۱۰۴ و ۲۶۴؛ همو، مصابیح الظلام، ج ۲، ص ۴۱۸؛ ج ۳، ص ۱۱۵-۱۱۶، ۲۲۷، ۲۷۳؛ ج ۶، ص ۸۳؛ ج ۸، ص ۲۷۳، ۲۸۳ و ۳۰۶ و موارد بسیار زیاد دیگر)، ملّا احمد نراقی (نراقی، مستند الشیعة، ج ۲، ص ۳۶۱؛ ج ۴، ص ۱۲۰؛ ج ۵، ص ۳۴۱؛ ج ۹، ص ۱۵۹؛ ج ۱۱، ص ۱۰۷؛ ج ۱۵، ص ۳۱ و موارد دیگر)، شیخ انصاری (شیخ انصاری، فرائد الاصول، ج ۱)، محدّث نوری (محدّث نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۴۶۳-۵۳۶)، حاج آقا رضا همدانی (همدانی، مصباح الفقیه، ج ۹، ص ۶۰)، میرزا محمّدحسن نائینی (خوئی، معجم رجال الحدیث، ج ۱،)[3] و اخباریانی مانند ملّا محمّدامین استرآبادی (استرآبادی، الفوائد المدنیة) و شیخ یوسف بحرانی (بحرانی، الحدائق الناضرة، ج ۱) احادیث این کتاب را معتبر دانستهاند.
به دلیل جایگاه والای کتاب کافی، بسیاری از علما، از جمله میر داماد، شیخ بهایی، ملّا صدرا، ملّا خلیل قزوینی، علّامه محمّدتقی مجلسی و علّامه محمّدباقر مجلسی به نگاشتن شرح، تعلیقه، حاشیه و امثال آن بر این کتاب همت گماشتند که برخی از آنها کامل و برخی دیگر شرح بخشی از کتاب هستند.[4] مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول نگاشتۀ علّامه مجلسی، مشهورترین شرح کامل کتاب است، شرح ملّا صالح مازندرانی بر بخش های اصول و روضه و شرح فرزند او محّمد هادی بر بخش فروع (از ابتدای کتاب الطهارة تا انتهای کتاب الحج)، دو شرح عربی و فارسی ملّا خلیل قزوینی با عناوین الشافی فی شرح الکافی و صافی در شرح کافی،[5] و الرواشح السماویة فی شرح الاحادیث الامامیه نوشتۀ، میرداماد، نمونههایی دیگر از این دست هستند.
نجاشی در مدخل کلینی (ص ۳۷۷) مینویسد که کتاب کافی در مدت بیست سال تألیف شدهاست؛ اما از آنجا که کلینی کافی را به درخواست شخصی که نیازمند کتابی جامع در علم دین بوده، نوشته است بسیار بعید بهنظر میرسد که شخصی چنین درخواستی را از کلینی مطرح کند و او کتاب را پس از بیست سال بهاتمام رساندهباشد. ممکن است معنای صحیح عبارت نجاشی دوران تلاش کلینی در علم آموزی و سپس تألیف کتاب باشد که روی هم بیست سال طول کشیده است.
نخستین ارجاعات به کافی و نقلهای از آن
در میان آثار موجود، قدیمترین ارجاع به کتاب کافی را میتوان در آثار شیخ صدوق مشاهده کرد. وی در کتاب من لا یحضره الفقیه، در چند مورد از کافی حدیث نقل کردهاست (فقیه، ج ۴، ص ۲۰۳، ۲۲۲، ۲۲۷ و موارد دیگر). علّامه محّمدتقی مجلسی در دو شرح فارسی و عربی این کتاب، معتقد است اکثر مرسلات شیخ صدوق در فقیه از کافی گرفته شدهاست (محمّدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ج ۱؛ همو، روضة المتقین، ج ۱، ص ۳۲). اگر این سخن صحیح باشد،[6] باید کافی را منبعی مهم در تألیف کتاب من لا یحضره الفقیه دانست. همچنین، شیخ صدوق در آثار دیگر خود نیز از کتاب کافی بهره بردهاست.[7]
کتاب کافی مهمترین منبع شیخ طوسی در تألیف کتاب تهذیب الاحکام است. طوسی در بیش از ۳۰۰۰ حدیث، با قراردادن محمّد بن یعقوب کلینی در ابتدای سند، از کافی به عنوان منبع خود در نقل حدیث استفاده کردهاست. علاوه بر این، بر اساس بررسیهای انجامشده، در کتاب تهذیب الاحکام روایاتی که مشایخ کلینی، همچون علی بن ابراهیم، محمّد بن یحیی العطار و دیگران نیز در ابتدای سند قرار دارند، باز هم به واسطه کتاب کافی[8] بوده است. به همین دلیل است که شیخ طوسی در مشیخه کتاب تهذیب، کافی را اولین کتاب در ذکر طریق خود بیان کردهاست.[9]
در رسائل الرسیة الاولی، نگاشتۀ سیّد مرتضی در محرّم سال ۴۲۹هـ (سیّد مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ج ۲، ص ۳۷۹)، از سیّد مرتضی پرسیده شدهاست که آیا عالمان، بهرهمندان از علم و عوام الناس، می توانند به کتاب کافی کلینی مراجعه نمایند؟[10] این سؤال از دو جهت اهمیت دارد. از یک سو، شهر رَسّ که در آذربایجان قرار دارد،[11] شهری بسیار دوردست و دور از مراکز اصلی شیعه، همچون قم و کوفه بود و از سوی دیگر در سؤال قید شده که آیا عالم، بهرهمند از علم و جاهل میتوانند برای بهدستآوردن احکام به کتاب کافی رجوع کنند. این امر نشان میدهد که کتاب کافی پس از صد سال از درگذشت مؤلف، به عنوان کتابی مرجع در دینشناسی، در دسترس تمامی اقشار جامعۀ شیعه، آن هم در شهری دوردست همچون رَسّ قرار داشتهاست.
کتاب کافی پس از تألیف، توسط بسیاری از محدّثان و فقهای شیعه تحدیث شد. با توجه به نقل فراوان شیخ صدوق از کتاب کافی و همچنین واسطههای میان کلینی و شیخ صدوق، باید نتیجه گرفت که کتاب کافی پیش از تحدیث در بغداد، در قم تحدیث شده است (شیخ صدوق، فقیه، ج ۴، ص ۵۳۴). تحدیث اصلی کتاب کافی پس از مهاجرت کلینی به بغداد انجام گرفتهاست. بنا به گزارش ابن عساکر، کتاب کافی در دمشق و بعلبک نیز تحدیث شده است (ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۵۶، ص ۲۹۷). در طریق شیخ طوسی و ابن عساکر به کتاب کافی نیز شهر تِنّیس[12] به عنوان یکی از مراکز تحدیث کتاب نیز گفته شده است.[13]
در بغداد مهمترین شاگردان کلینی که کتاب را روایت کرده اند، برخی از محدّثان مشهور شیعه مانند احمد بن محمّد زراری (معروف به ابو غالب زراری)،[14] محمّد بن ابراهیم نعمانی (نویسندۀ کتاب الغیبة)، جعفر بن محمّد بن قولویه (نویسنده کتاب کامل الزیارات) و محمّد بن احمد صفوانی هستند. به گزارش نجاشی، اسحاق بن حسن بن بکران که در کوفه ساکن بود، کتاب کافی را از محمّد بن یعقوب کلینی شنیده بود و آنرا تحدیث میکرد (نجاشی، ص ۷۴). شخص دیگر، احمد بن احمد کوفی کاتب بود که او نیز کتاب را نزد کلینی سماع کرده و در مسجد نفطویه در بغداد به شاگردان خود تحدیث میکرد (نجاشی، ص ۳۷۷). همچنین نجاشی مینویسد که ابوالحسین عقرانی نیز کتاب را از کلینی روایت میکرد (نجاشی، ص ۳۷۷). علاوه بر این سه نفر، نجاشی و شیخ طوسی، در ذکر طریق خود به کتاب کافی، آنرا از تمامی اساتید خود، همچون شیخ مفید، حسین بن عبیداللّه غضائری، احمد بن عبدون، سید مرتضی و احمد بن علی بن نوح سیرافی شنیدهاند. این افراد نیز کتاب را از شاگردان کلینی مانند جعفر بن محمّد بن قولویه، ابو غالب زراری، ابن ابی رافع و هارون بن موسی تَلِّعُکبَری و احمد بن علی بن سعید کوفی شنیده اند (نجاشی، ص ۳۷۷؛ طوسی، فهرست، ص ۳۹۴-۳۹۵).
شیوۀ ذکر اسناد در کتاب کافی به شیوۀ معنعن و با ذکر سند کامل است. اسناد تحویلی در کتاب کافی بسیار زیاد هستند که بیشتر آنها تحویل های دو طبقه بر دو طبقه هستند. اسناد تعلیقی نیز در کتاب فراوان بوده و کلینی در موارد متعدد سند خود را مُعَلَّق بر سند حدیث قبل قرار داده است. در برخی موارد کلینی تعلیق را با ذکر عبارت هایی همچون «بهذا الاسناد» و در اکثر موارد تعلیق با ذکر عنوان یکی از راویان سند پیشین، در ابتدای سند، انجام داده است.
بخشبندی و موضوعات کتاب
کتاب کافی در بخشبندیای متأخر به سه بخش اصلی «اصول»، «فروع» و «روضه» تقسیم شدهاست. بخش اصول با بحث در مورد عقل و فضل علم آغاز میشود. در این دو بخش، کلینی تلاش دارد با نقل روایات در این زمینه، جایگاه، معنا و کارکرد عقل در روایات امامان شیعهعلیهم السلام را نشان دهد. در ادامه، با نقل روایاتی در فضیلت علمآموزی، بالاترین جایگاه یک شیعه را دینشناس بودن کامل معرفی می کند. فصل دوم این بخش در موضوع توحید است و کلینی در آن، با نقل فراوان روایات، مباحث مربوط به توحید، همچون حدوث عالم، اسماء و صفات الهی، ابطال رؤیت خدا، صفات ذات و صفات فعل، بداء و امثال آنرا مطرح کردهاست.
مهمترین بخش اصول، کتاب الحجة است و محوریترین بخش کتاب بهشمار میرود. چنین بهنظر میرسد که کلینی در این بخش، مفهوم حجت در تفکر شیعه را، که شامل نبی و امام می شود، به عنوان اندیشهای محوری قرار داده و معرفی باقی موضوعات علم دین را که هدف وی از نوشتن کتاب بودهاست، حول این مفهوم انجام دادهاست. به عبارت دیگر، بخش کتاب الحجه در کافی نوعی حکومت بر تمامی بخشهای کتاب دارد. در نگاه کلینی، این حجت است که به تمام مباحث دین معنا و مفهوم میبخشد و بدون درنظر گرفتن این مفهوم، شناخت و عمل به دین ناقص و حتی می توان ادعا کرد که غیر ممکن است. در این بخش، کلینی، همانطور که در مقدمه تصریح کرده، کوشیدهاست تا حد امکان، معرفی جامع و کاملی از مباحث امامت را ارائه کند.
فصل بعدی اصول با عنوان «کتاب الایمان و الکفر»، احادیث حول معنای ایمان، تفاوت ایمان و اسلام، اعتقاد فطری انسانها به توحید و ابوابی از این دست را در خود جای داده است. پس از آن، کلینی چندین باب را در موضوع خصال مؤمن، مباحثی در مورد مکارم اخلاق، همچون صبر، حیا و قناعت و همچنین رذایل اخلاقی مانند حسد، کبر و طمع گنجانده است. این امر نشان میدهد که کلینی تفکیک میان اخلاق و دیگر مباحث دینی را چندان صحیح ندانسته و این مباحث را جزئی از ایمان می دانسته است.
فصل بعدی کتاب با عنوان «کتاب الدعا» دربارۀ جایگاه دعا در تفکر شیعه، آداب دعا، شیوههای دعا و امثال آن است. بعد از این بخش «کتاب فضل القرآن» آغاز میشود که مباحثی همچون جایگاه قرآن در تفکر اسلامی، فضائل قرآن و امثال آن را شامل میشود. فصل بعدی «کتاب العشرة» نام دارد که در مورد آداب اجتماعی و شیوۀ زیست اجتماعی بر اساس روایات است. با این فصل بخش اصول کافی بهاتمام میرسد.
از باب بعدی بخش «فروع» کتاب کافی آغاز میشود. این بخش شامل احادیث فقهی رسیده از اهل بیتعلیهم السلام است و همچون دیگر کتابهای فقهی شیعه، از «کتاب الطهاره» آغاز شده و تا «کتاب القضاء و الاحکام» ادامه پیدا میکند.
آخرین بخش کتاب کافی، «کتاب الروضه» است که به گزارش نجاشی و شیخ طوسی آخرین کتاب کافی است (نجاشی،ص ۳۷۷؛ طوسی، فهرست، ص ۳۹۳). از نظر اسناد روایات، میان این بخش و بخشهای پیشین کتاب کافی هیچ تفاوتی دیده نمیشود. اساتید مذکور در ابتدای اسناد، همگی مشایخ کلینی بوده و شیوۀ ذکر اسناد (تحویل و تعلیق در اسناد) در این بخش به شیوۀ مرسوم در باقی کتاب است. تفاوت این بخش از کتاب با دیگر بخشها در این است که روایات این باب تبویب خاصی نداشته و احادیث مختلف بدون هیچ ارتباط معنایی در کنار یکدیگر نقل شدهاند. بیشتر احادیث این بخش طولانی بوده و موضوعات مختلفی در آنها مطرح شدهاست. بهنظر می رسد دلیل این امر این باشد که کلینی احادیثی را که نتوانسته است در نظام فکری خود در تألیف کتاب، بگنجاند، در این بخش و بدون هیچ تبویب مشخصی قرار دادهاست.
از نخستین چاپهای مصحَّح کتاب کافی، تصحیحی است که به کوشش مرحوم علی اکبر غفاری در ۱۳۸۸هـ/ ۱۹۶۱م در ۸ جلد منتشر شد. چاپ دیگر کتاب، در سال ۱۴۲۹هـ در قم و به همت مؤسسۀ دار الحدیث در ۱۵ جلد به چاپ رسید.
منابع: ابن بابویه، محمد بن علی ( شیخ صدوق)، کتاب من لایحضره الفقیه، تصحیح علی اکبر غفاری، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۳هـ؛ ابن داود، حسن بن علی بن داود حلی، الرجال، تصحیح محمدصادق بحرالعلوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۲هـ ش؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۸۰هـ؛ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، تحقیق حسن مصطفوی، نشر دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۴۰۹هـ؛ همو، الرجال، تصحیح جواد فیومی اصفهانی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۳هـ؛ همو، الفهرست (فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول)، ستاره، قم، ۱۴۲۰هـ؛ نجاشی، احمد بن علی، کتاب الرجال، تحقیق سیّد موسی شبیری زنجانی، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، قم، ۱۳۶۵هـ ش؛
منابع ثانویه: ثامر هاشم حبیب العمیدی، الشیخ الکلینی البغدادی و کتابه الکافی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲هـش/ ۱۴۱۴هـ؛ سزگین، ۱/ ۷۷۲-۷۷۶؛ عبد الرسول عبد الحسن الغفار، الکلینی و الکافی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶هـ؛
;Mohammad Ali Amir-Moezzi, La preive de Dieu: La mystique shiʼite à travers lʼœuvre de Kulaynî IXe-Xe siècle, Paris: Cerf, 2018
[1] به عنوان نمونه نکـ: آمدی، غرر الحکم، ص ۷۲۶؛ سید بن طاووس، فرج المهموم، ص ۸۷، ۸۸، ۸۹ و ۹۰؛ همو، فلاح السائل، ص ۱۵۸ و ۲۱۲؛ همو، جمال الاسبوع، ص ۴۴۳.
[2] لازم به ذکر است که تعریف حدیث صحیح از نگاه پیشینیان، به معنای حدیثی است که انتساب آن به امام ثابت باشد؛ این تعریف با تعریف امروزین آن تفاوتی بنیادین دارد.
[3] آیت الله خوئی از استاد خود میرزای نائینی نقل می کند که «مناقشه در اسناد کافی حرفۀ عاجز است».
[4] در فنخا، (ج ۲۵، ص ۶۷۴-۶۷۶) ۷۸ کتاب مرتبط با کافی معرفی شدهاست.
[5] شرح شافی ناقص بوده و تا اواخر کتاب الطهاره نوشته شده است (آقا بزرگ تهرانی، ذریعه، ج ۱۳، ص ۶). شرح صافی کامل بوده و تمام کتاب را شامل میشود. شرح کتاب العقل و فضل العلم و کتاب التوحید در سال ۱۳۸۹هـش توسط انتشارات دار الحدیث قم منتشر شد. نسخه های متعددی از این کتاب موجود است که برخی از آنها به خط مؤلف بوده و شامل شرح کتب فقهی و حتی روضه نیز می شوند (درایتی، فنخا، ج ۲۱، ص ۳۷۰-۴۰۵).
[6] این سخن مجلسی پدر را برخی شواهد اثبات میکند.
[7] به عنوان نمونه شیخ صدوق، التوحید، ص ۸۳، ۹۴، ۹۷ و موارد دیگر؛ همو، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۶۰ و ۲۴۹؛ ج ۲، ص ۳۱۷ و موارد دیگر؛ در دیگر آثار شیخ صدوق، از جمله عیون اخبار الرضاعلیه السلام، امالی، خصال، کمال الدین و معانی الاخبار نیز احادیث فراوانی از کلینی نقل شده است.
[8] در علم حدیث، به این کار «نقل به واسطه» گفته میشود.
[9] شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۱۰، بخش مشیخه.
[10] «هل يجوز لعالم أو متمكن من العلم أو عامي الرجوع في تعرف أحكام ما يجب عليه العمل به من التكليف الشرعي إلى كتاب مصنف، ك رسالة المقنعة و رسالة ابن بابويه أو كتاب رواية ك الكافي للكليني أو كتاب أصل ك كتاب الحلبي أم لا يجوز ذلك؟». سیّد مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ج ۲، ص ۳۳۱.
[11] یاقوت، معجم البلدان، ج ۳، ص ۴۴.
[12] شهر تنیس در مصر و نزدیک دریای مدیترانه قرار دارد (اصطخری، مسالک الممالک، ص ۵۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۲، ص ۵۱) و از این جهت نزدیک به منطقه شامات است.
[13] شیخ طوسی، فهرست، ص ۳۹۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۵۶، ص ۲۹۷.
[14] زراری، رسالة ابی غالب الزراری الی ابن ابنه فی ذکر آل اعین، ص ۱۷۶-۱۷۷.