نگارنده: احمدرضا رحیمی ریسه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۳/۱۶
کنیۀ او ابوجعفر (نجاشی، ص ۳۵۴) و لقب او مموله (طوسی، اختیار، ص۴۱۷؛ ابن شهر آشوب، معالم العلماء، ص۱۰۳) است. ظاهراً این لقب شکل محلی نام او (محمّد) در لهجۀ قمی است. بر اساس نام جدش (فرّوخ) و معرفی او به عنوان «مولی عیسی بن موسی… الاشعری»(نجاشی، ص ۳۵۴) میتوان نتیجه گرفت که او اصالتی ایرانی داشته و از وابستگان خاندان اشعری در قم بوده است. نجاشی در پایان او را به «الاعرج» وصف کرده است (همان) که به معنای لنگ است. لقب او «الصفّار» در لغت به معنای مسگر است، اما روشن نیست که چرا او بدین لقب خوانده شده است.
اطلاعات ذکرشده در مورد او در منابع تاریخی و رجالی بسیار اندک است. سال ولادت او و مدت عمرش مشخص نیست، با وجود این، وی در شمار اصحاب امام حسن عسکریعلیه السلام است و نامههای متعددی میان او و امام عسکری مبادله شده است (طوسی، فهرست، ص۱۴۴، همو، رجال، ص۴۰۲). شیخ صدوق مجموعهای از این نامهها را در اختیار داشته (فقیه، ج ۱، ص۱۴۲) و ۱۹ مورد از آن ها را در کتاب من لایحضره الفقیه نقل کرده است (به عنوان نمونه نکـ: ج ۱، ص ۱۴۱؛ ج ۲، ص۱۵۳؛ ج ۳، ص ۶۷). مشایخ حدیثی او نیز در طبقه اصحاب و شاگردان امامان هشتم تا یازدهمعلیهم السلام هستند، بنابراین می توان سال ولادت او را در اوائل قرن سوم تخمین زد.
نجاشی (ص ۳۵۴) سال وفات او را ۲۹۰هـ و ابن داوود (رجال، ص ۳۰۷، ش ۱۳۳۱) ۲۷۰هـ ذکر کردهاند، اما به نظر میرسد در گزارش ابن داوود کلمه تسعین به سبعین تصحیف شدهباشد و قول نجاشی در این زمینه دقیقتر است، چرا که ابن ولید (د: ۳۴۳هـ) مهمترین شاگرد صفار است و فاصله ۷۰ ساله میان فوت شاگرد و استاد طبیعی نیست.
صفار از مشایخ حدیثی بسیار زیادی روایت نقل کردهاست، برخی شمار این مشایخ را تا ۱۵۰ نفر برشمردهاند (مقدمۀ تصحیح کوچهباغی، ص۱۲)، از مهمترین مشایخ حدیثی وی میتوان به احمد بن محمّد بن عیسی اشعری، محمّد بن عیسی بن عبید، ابراهیم بن هاشم، یعقوب بن یزید و محمّد بن الحسین بن ابی الخطاب اشاره کرد.[1] صفار همچنین شیخ حدیثی بسیاری از محدّثان بزرگ قم بودهاست. مهمترین شاگرد وی محمّد بن الحسن بن الولید (د: ۳۴۳هـ) است که حدود هشتاد درصد از روایات منقول از صفار از طریق اوست. از شاگردان وی میتوان علی بن الحسین بن بابویه (د: ۳۲۹هـ) پدر شیخ صدوق، محمّد بن یحیی العطار و سعد بن عبد اللّه قمی (د: ۳۰۱ یا ۲۹۹هـ) را بر شمرد.[2]
با توجه به اینکه مشایخ و شاگردان صفار اغلب قمی هستند، میتوان حدس زد که او حیات علمی خویش را بهطور کامل در قم گذرانیده است و احتمالاً هیچگاه در مراکز علمی دیگر زمانه خود (همچون بغداد) حضور نداشتهاست.
صفار نه تنها یکی از مشایخ حدیثی مهم قم و از چهرههای شناختهشدۀ آن دیار بهشمار میآمده،[3] بلکه به عنوان فقیهی صاحب فتوا نیز مورد توجه بوده و شیخ صدوق در مواردی فتوای او را در کنار دیگر فقها نقل کردهاست.[4] تألیف کتبی مانند کتب سیگانۀ حسین بن سعید اهوازی در ابواب مختلف فقه توسط صفار از نشانههای دیگر شأن فقهی و فتوایی برای اوست (طوسی، فهرست، ص ۱۴۳).
از این گذشته، یکی از مهمترین خدمات و تلاشهای صفار، نقل کتب حدیثی پیشینیان است. محتمل است که عبارت نجاشی در مدح وی («قلیل السقط فی الروایة») (نجاشی، ص ۳۵۴) اشاره به دقت صفار در نقل میراث حدیثی باشد. او از محدّثانی است که حضور بسیار پررنگ و نقش بسیار جدی در انتقال میراث حدیثی امامیه به نسلهای پس از خود داشتهاست و در طریق پنجاه کتاب از مصادر کتاب من لایحضره الفقیه، ۵۸ کتاب در فهرست شیخ طوسی و ۳۰ کتاب در فهرست نجاشی نام صفار به عنوان یکی از مشایخ اجازه دیده میشود (جعفری ربانی، جستاری درباره بصائر، ص۴۴-۴۷).
منابع: ابن بابویه، محمد بن علی ( شیخ صدوق)، کتاب من لایحضره الفقیه، تصحیح علی اکبر غفاری، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۳هـ؛ ابن داود، حسن بن علی بن داود حلی، الرجال، تصحیح محمدصادق بحرالعلوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۲هـ ش؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۸۰هـ؛ صفار، محمّد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، تصحیح محسن کوچه باغی، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴هـ؛ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، تحقیق حسن مصطفوی، نشر دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۴۰۹هـ؛ همو، الرجال، تصحیح جواد فیومی اصفهانی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۳هـ؛ همو، الفهرست (فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول)، ستاره، قم، ۱۴۲۰هـ؛ نجاشی، احمد بن علی، کتاب الرجال، تحقیق سیّد موسی شبیری زنجانی، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، قم، ۱۳۶۵هـ ش؛
منابع ثانویه: جعفری ربانی، مجید، جستاری درباره بصائر الدرجات الکبری، بنیاد فرهنگی امامت، قم، ۱۳۹۴هـ ش.
[1] برای فهرستی از مشایخ صفار، نکـ: جستاری درباره بصائر، ص۳۳-۳۷.
[2] برای فهرستی از شاگردان صفار، نکـ: همان، ص۴۰-۴۲.
[3] نجاشی، ص۳۵۴: «كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة عظيم القدر راجحاً قليل السقط في الرواية».
[4] به عنوان نمونه نکـ: کتاب من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹؛ همان، ج۱، ص۳۱۶؛ همان، ج۲، ص۴۹۶.