نگارنده: احمدرضا رحیمی ریسه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۲۰
شاعر و گردآورندۀ اشعار کهن عرب. برخی منابع خانواده اش را مسیحی می دانند و نام پدرش اوس را به صورت های تادوس، تدوس و (احتمالاً تادائوس/Thaddaeus) دانسته اند (صولی، أخبار، ۱۴۶)، امّا شاعر دین اسلام را پذیرفت. نسبت او به قبیلۀ طَیّئ می رسد. ابوتمّام در جاسِم، بین طبریه و دمشق، در میان ۱۷۲هـ/ ۷۸۸م و ۱۹۲هـ/ ۸۰۸م به دنیا آمد. صولی در أخبار أبی تَمّام، ص ۲۷۳، از قول پسرش تمّام نقل می کند که او در ۱۸۸هـ/ ۸۰۴م به دنیا آمده است. بر اساس برخی منابع او جوانیش را در فسطاط به شغل سقّایی در مسجدی گذراند؛ برخی منابع دیگر می گویند که او در جوانی در دمشق به بافندگی اشتغال داشته است.
نخستین فعالیتهای شاعری ابو تمّام با سرودن مدیحه هایی برای عیّاش بن لَهیعَه، شرطه و مأمور گمرک در مصر، در حوالی ۲۱۴-۲۱۲هـ/ ۸۲۹-۸۲۷م شروع شده است. او پس از بازگشت به دمشق، مدیحهای را برای بزرگان آن جا همچون محمد بن ابراهیم رافقی، حاکم دمشق و حُبَیش بن مُعافی، قاضی نصیبین و دیگران سرود. یکی از نخستین سروده هایش برای مالک بن طوق تَغلبی، حاکم بین النهرین غربی بوده است که با او روابط دوستانه ای تا آخر عمر داشته است. ابو تمّام برای او هشت قصیدۀ مدیحه سرود. احتمالاً در همین زمان ها بود که ابو تمّام با بُحتُری، که بعدها شاگرد او شد، در حِمص آشنا شد.
ابو تمّام با سرودن مرثیه ای برای محمّد بن حُمَید طوسی، از فرماندهان سپاه مأمون، به شهرت رسید. او در ادامه قصایدی را در مدح درباریان، سپاهیان و حاکمان سرود، اما دو قصیدهای که برای مأمون سرود با استقبال او مواجه نشد و توجه او را جلب نکرد. ابو تمّام در ادامه قصایدی را برای فرماندهان نظامی مأمون، از جمله خالد بن یزید شیبانی (د: ۲۳۰هـ/ ۸۴۴م) سرود و خالد تا آخر عمر حامی شاعر شد. ابو تمّام پس از این که المعتصم (حکـ: ۲۱۸- ۲۲۷هـ/ ۸۳۳- ۸۴۲م) به خلافت رسید، به نیشابور و نزد حاکم آن جا عبداللّه بن طاهر رفت اما نتوانست با او ارتباط برقرار کند. در راه بازگشت از خراسان، به سبب بدی آب و هوای زمستانی، مدتی را مجبور به اقامت در همدان، نزد ابوالوفاء بن سَلَمه شد و با استفاده از کتابخانۀ او توانست الحماسه، جُنگ معروف شعری خود و چهار جُنگ شعری دیگر تألیف کند.
ابو تمّام پس از مرگ المعتصم مرثیهای برای او سرود. با جانشینی الواثق (حکـ: ۲۲۷-۲۳۲هـ/ ۸۴۷-۸۴۲م)، او دوباره عزم سفر کرد و در نهایت در موصل رحل اقامت افکند و متولی چاپارخانۀ آنجا شد و یک سال بعد در ۲۳۱هـ/ ۸۴۵م یا ۲۳۲هـ/۸۴۶م در موصل درگذشت. ابونَهشَل طوسی که ابو تمّام زمانی مدیحهای برای برادرش سروده بود، برای او مقبره ای بنا کرد.
ارزش شعری ابو تمّام
شعر ابو تمّام همان طور که سزگین می گوید: «فاقد کیفیتی یکدست است» (سزگین، ۷۴۱/۲). شعر او هم طرفدارانی در میان شاعران دارد و هم منتقدانی از شعرا. اشعار او شامل مدیحه ها، مرثیه ها و هجویات است. بخشی از اشعار او اطلاعات تاریخی ارزشمندی دارد، مانند اشعار مربوط به فتح عَمّوریّه، شکست و مرگ بابک خرّم دین در ۲۲۳هـ/ ۸۳۸م و کشتن افشین در ۲۲۶هـ/ ۸۴۰م (نکـ: سزگین، همان جا).
ابو تمّام را استاد قصیدهسرائی و سرایش رثاء دانستهاند. هجائیات او البته به پای قصاید و مراثیاش نمی رسد. غزلیات او بخش مهمی از دیوان او را به خود اختصاص داده است (گروندلر، ص ۷۲).
بخش عمدهای از فعالیت شعری ابو تمّام مربوط به منتخبات او از دیگر شعرا می شود. از او سه جُنگ شعری موضوعی مهم بر جای مانده است: الحماسه یا الحماسة الکبری، الوحشیّات یا الحماسة الصغری (منتخباتی از شعرای کم اهمیتتر)، و اختیار الشعراء الفحول یا اختیار فحول الشعراء (منتخباتی از شاعران مشهور). برای توصیف این آثار نکـ: پس از این، ذیل هر یک از آن ها. نجاشی از یک منتخب دیگر به نام مختار شعراء القبائل نام می برد. این اثر بر جای نمانده است.
تشیّع ابو تمّام
ظاهراً نخستین منبعی که از تشیّع ابو تمّام سخن گفته کتاب الحیوان جاحظ است: «وحدّثنی ابو تمّام الطائی و کان من رؤساء الرافضة» (به نقل از نجاشی، ص ۱۴۱، ش ۳۶۷).
نجاشی از احمد بن الحسین (الغضائری) نقل می کند که او در نسخهای کهن که احتمالاً در زمان ابو تمّام یا اندکی پس از او نوشته شده، قصیده ای از ابو تمّام دیده که او در آن یک یک ائمهعلیهم السلام را تا ابوجعفر ثانی (امام جوادعلیه السلام) نام می برد. علت نامبردن تا امام نهم در این است که ابو تمّام فقط تا زمان امام دهم را درک کرده و این قصیده احتمالاً در زمان حیات امام نهم سروده شده است. نجاشی خود (همان جا) ابو تمّام را امامی می داند و می گوید که او شعرهای بسیاری دربارۀ اهل بیتعلیهم السلام دارد.
کمی بیش از یک قرن بعد ابن شهر آشوب (د: ۵۸۸هـ/ ۱۱۹۲م) در کتاب المناقب (ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳) یازده بیت از قصیدۀ مورد اشارۀ ابن غضائری را نقل می کند که البته بیت ششم آن به نظر الحاقی می آید، چرا که به گفتۀ غضائری، و همان طور که بعداً خواهیم دید، ابو تمّام چون فقط تا زمان امام جوادعلیه السلام را درک کرده اسامی ائمهعلیهم السلام را تا ایشان نام می برد، در حالی که در بیت ششم نقل شده در المناقب اشاره به امام دهم و سبط ایشان، امام دوازدهم نیز شده است:
والزکی الإمام مع نجله القائم/ مولی الأنام نور الظلام
همچنین این بیت در نسخۀ اسعد افندی ۲۶۰۴ (نکـ: پس از این، بخش «نسخه های دیوان») نیز نیامده است.
این قصیدۀ حدوداً شصت بیتی دلیل محکمی است بر تشیع و امامیبودن ابو تمّام. شاعر ما در این قصیده می گوید: من با این که من در شام زندگی می کنم اما از دین شامیان تبرّی می جویم. شامیان قصد اطفاء نور بیّنات و احکام الهی را داشته اند و ماجراهای ایّام صفّین و… بهترین دلیل بر آن است. ابو تمّام در اواخر قصیده «اللّه» را پروردگار، «امین» را پیامبر و «وصی» را امام خود می داند و یک یک ائمهعلیهم السلام را تا امام نهمعلیه السلام نام می برد.
این نکته که برخی از معاصران گفته اند که این قصیده در هیچ یک از نسخ دیوان ابو تمّام نیست (آذرتاش آذرنوش، دبا، ۲۸۱/۵) درست نیست. این قصیده دست کم در یک نسخه از دیوان ابو تمّام (اسعد افندی، ۲۶۰۴، نکـ: پس از این، ذیل دیوان) آمده است.
ابو تمّام، به تصریح نجاشی، قصاید زیادی در مدح اهل بیتعلیهم السلام داشته است. با جستجوی در دیوان او می توان شماری از آن ها را پیدا کرد. به عنوان نمونه قصیدۀ رائیه او در مدح اهل بیتعلیهم السلام را می توان نام برد که در آن به واقعۀ غدیر («یوم الغدیر») نیز اشاره می کند (دیوان، چاپ شاهین عطیه، ص۱۴۳-۱۴۸، چاپ خیاط، ص۱۶۱-۱۶۶، نسخۀ اسعد افندی ۲۶۰۴، گـ ۱۱۰ر- ۱۱۱پ). ما عکس این قصیده را ذیل معرفی نسخۀ اسعد افندی ۲۶۰۴ آوردهایم.
پیشینه پژوهش دربارۀ ابو تمّام و آثار او
ابو تمّام از معدود شاعران و ادیبانی است که از تقریباً کمی پس از درگذشتش تا روزگار ما در کانون توجه بوده است. از گردآوری و تنظیم و تحریر آثار و اشعار گرفته تا نقد و بررسی و جواب به نقدهای بر او، و از نگارش شرح احوال و اخبار او گرفته تا نگارش شروح متعدد بر آثارش، بخشی از فعالیت هایی است که پیرامون او و آثارش در سده های نخستین پس از او انجام گرفته است. این فعالیت ها در سدههای بعدی نیز ادامه یافت. در یکی دو سدۀ اخیر نیز ابو تمّام همچنان مورد توجه ادیبان و پژوهشگران بوده و در کنار تصحیح آثار و شروح بر آثار او، تکنگاریهایی دربارۀ او و ارزش آثارش نگارش یافته است. شمار آثاری که در ده قرن گذشته در این باره نگاشته شده به میزانی است که ذکر همه آن ها در این جا امکان ندارد. علاقهمندان به این گونه آثار، تا زمان تألیف کتابشناسی جامعی دربارۀ ابوتمّام و آثارش، می توانند به بخش کتاب شناسی مقاله ای که بئاتریس گروندلر دربارۀ ابو تمّام نگاشته مراجعه کنند:
.Beatrice Gruendler, “Abū Tammām”, in: EI3, vol. 3, pp. 70-75
این کتابشناسی شامل این بخش ها می شود: دیوان، شروح و منتخبات آن؛ گزیده ها و شروح بر آن؛ آثاری در شرح احوال و کتاب شناسی ابو تمّام؛ سرگذشتنامه های تألیفشده در سده های میانه؛ نقدها و بررسی های تألیفشده در سده های میانه؛ و پژوهش های نو.
منابع اولیه: ابن شهرآشوب، معالم العلماء؛ همو، مناقب؛ جاحظ، کتاب الحیوان؛ صولی، اخبار ابی تمّام؛ نجاشی، رجال.
منابع ثانویه: آذرتاش آذرنوش، دبا، ۲۸۱/۵؛ حبیب راثی تهرانی، «یافتههایی از نُسخ دیوان ابو تمّام»، در: ذخایر شرق، 1؛ حبیب راثی تهرانی و عذرا یزدی مهر، سه چکامۀ ولائی از ابو تمّام طائی؛ همو و سزگین، ۲/ ۷۴۰-۷۵۲؛
Beatrice Gruendler, “Abū Tammām”, in: EI3